تاسوعای_حسینی
با حسین باش و ببین عشق چه معنا دارد یا جنون چیست و مجنون چه تمنا دارد با حسین زنده چو گشتی،آن زمان میفهی صد هزار بار به رهش جان بدهی جا دارد عطر تربت به مشامت بخورد خواهی گفت: چقدر بوی خوش چادر زهرا دارد #محرم #تاسوعا #تاسوعای_حسینی ...
خوش اومدی کوچولوی قشنگم
این فسقلی اخموی خوابالوی متورم که می بینید چهارمین فرزند خانواده ی ماست با نام احتمالی "احمدرضا" و ما برای چهارمین بار مامان و بابا شدیم. متولد بامداد دوم مرداد ماه سال 97 خوش اومدی کوچولوی قشنگم و این دنیا رو با اومدنت قشنگ تر کردی... ...
پایان مسابقه نقاشی
پایان مسابقه نقاشی، جلسه فامیلی ما در تربت حیدریه ...
نویسنده :
مامان زهره و بابا علی
15:16
بماند به یادگار از روزهای شیرین مهد
بماند به یادگار از روزهای شیرین مهد ...
عزیز دردونه ی من حالا دیگه شده یه کلاس دومی با سواد🙂
زودتر از چیزی که فکرش میکردم بزرگ شدی ، امسال دیگه تو اون دختر کوچولوی کلاس اول نیستی که یه دنیا دلهره داشتم که میتونه مدرسه رو دوست باشه یا نه؟ میتونه چندین ساعت رو بدون من بگذرونه یا نه؟ من نباشم از پس خودش برمیاد یا نه ؟ عزیز دردونه ی من حالا دیگه شده یه کلاس دومی با سواد...🙂 چشم بهم بزنم باید راهی دانشگاه بشه... خدا پشت و پناهت عزیز جونم الهی که تو تمام این لحظه های قشنگ بتونم کنارت بمونم ، قوت قلبت بشم و از دیدن موفقیت هات کیف کنم. ...













